![]() |
![]() |
|
| در این وبلاگ من از پسرم برای شما میگم |
|
دنی من پس فردا دو ماهش تموم میشه و من خیلی خوشحالم که تا حالاش همه چیز به خوبی پیش رفته (سخت گذشت ولی خدا رو شکر که به خیر گذشت ) .
دیروز به درمانگاه رفتیم و قد و وزن دنی رو اندازه گرفتن و اولین واکسنش رو هم زد .زمانی که خانومه میخواست آمپول رو بزنه به من گفت دستاش رو بگیرم من هم این کارو کردم و چشمام رو هم بستم نمیتونستم که ببینم جیگرم اذیت بشه و بعد از زدن واکسن یه کمی گریه کرد و ساکت شد شب رو خیلی آروم بود و تو تب میسوخت و این اولین شبی بود که دلم واسه عسلم خیلی سوخت و فهمیدم که مامانم برای من چقدر اذیت شده .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 5 قبل از ظهر توسط مامان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
علیمردان اومده چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی یک پست با قر کمر پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل فروردین 1386 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 |
| پیوندها |
|
RSS
|